(انتشارات اول و آخر ( چاپ و فروش کتاب معماری

میدان انقلاب- کوچه جنتی(مترو)- بن بست فرسار-پلاک 3 -واحد 1 -66127266-66127083

تعریف موزه و لزوم ایجاد آن


زندگی همزاد و همراه تغییر است. تغییر، در ذات حیات و خصیصۀ جدایی ناپذیر آن است. تولد، رشد، تکامل، تولد و مرگ جلوه ها و مفاهیم گوناگون تغییر بشمار می آیند.


گذشته، حال و آینده نیز، نمادهایی از این پدیده اند. « زمین و هر آنچه در آن است، شکل عوض میکنند.»

اندیشۀ ما در مورد گذشته و آگاهی ما بر حال و دنیای اطراف ما –که به میزان زیادی دست ساختۀ خودمان است- به طور مستمر و همیشگی است، که بر اساس عواملی مشخص، شتاب و حال و سویی متفاوت پیدا میکند.

همۀ تلاش انسان ها در طول تاریخ در جهت شناخت عوامل مؤثر در تغییرات بوده است، تا او را به مهار و هدایت تغییرات، در جهتی که خیر خود می داند، توانایی می بخشد. برنامه ریزی ها، تمامی در این معنی خلاص میشود که انسان بتواند به مهار کردن و هدایت تغییرات دست یابد، تا آنچه را دوست دارد، حفظ کرده، تداوم و تکامل بخشد و آنچه را نمی پسندد به کناری نهد و بدین شیوه آرزوهایش را جامۀ عمل بپوشاند.. حتی درک فطری انسان به نیروی فوق طبیعت، در همین راستا قابل تبیین است.. فضیلت انسان در این است که در سرنوشت خود نقش دارد.

تغییر در تمام شئون زندگی رخ می دهد، اما نه به شکل و ابعاد یکسان، زیرا که تمام شئون دارای یک نقش و اهمیت نیستند. در معادلۀ زندگی عناصری که به سرعت تغییر پذیرند و رنگ میبازند، یا متأثر از دیگر عناصری هستند که کمتر در معرض تغییرند و از ثبات بیش تری برخوردارند و نقش محوری و تعیین کننده دارند، نگاه انسان به جهان، یا به بیانی دیگر جهان بینی او که از محوری ترین عناصر در شکل بخشی به تفکرات و در نتیجه سرنوشت اوست، از آن جمله است. این عناصر نسبتاً پایدار، نقش اساسی در تداوم فرهنگ و شخصیت بخشی به فرهنگ ها و ویژگی آنها دارند.

نگاه انسان به زندگی، منشأ زنجیره ای از چنین عناصر ثابتی که مهر تأیید نهایی را که سنت ها و ارزش های فرهنگی جامعه را می سازند، با خود دارد هر قدر که نگاه با فطرت انسان آمیخته تر باشد، ارزش ها ویژگی لازمانی و لامکانی بیشتری پیدا می کنند، کهنه نمی شوند، انسان با آن ها الفت واقعی پیدا می کند، همراه آن ها احساس آرامش می کند، در پرتو آن ها پیوند با گذشته آسان و آینده بدون ابهام است. بی سبب نیست که برخی از فضاهای معماری، همیشه تازه است، کلامی جان را جلا می دهد، سنتی نیروی خلاقیت را در انسان بیدار نگه می دارد، جامعه ای، متعادل است، بقا دارد و راه تکامل می پوید.

بررسی و شناخت شکل و محتوای تغییرات و عوامل مؤثر در آن ها، تنها از طریق آثار باقیمانده از این تغییرات میسر است. این آثار، جلوه هایی گوناگون دارند، گاهی ذهنی و گاهی عینی اند و اگر به گذشته و حال انسان مربوط باشند، میراث فرهنگی نامیده می شوند.

میراث فرهنگی زنده ترین شاهد و شاخص تغییرات است. روزگاری تغییرات چنان کند صورت می گرفت که حافظۀ انسان مجال ثبت آن را داشت. فرآیند تغییرات از چشم انسان پوشیده نمی ماند. انسان فرصت می یافت که تغییرات را سمت و سویی دلخواه دهد و ارزش ها و سنت های خود را در الگویی هماهنگ و پیوسته تداوم دهد و غنا بخشد.

با ورود به عصر تغییرات سریع و فرو ریختن نظام های ارزشی و سنتی کهن، و تغییرات ناگهانی شیوۀ تولید و تحصیل مبانی انرژی، ثبت فرآیند تغییرات را - از طریق آثار آن ها برای فراهم آوردن، امکان مهار کردن و هدایت آن ها در حال و آینده-  ضرورت بخشید. اکنون، دیگر انسان نمی تواند به حافظۀ خود اکتفا کند. او به مخزن های حافظۀ ثبت چگونگی تغییرات در خارج از وجود خویش، نیازمند است. هر چه بر سرعت افزوده شود، وجود مخازن حافظۀ بیشتر و متنوع تری ضرورت می یابد.

تطبیق آگاهی های ثبت شده با آخرین دستاوردهای روز، به نیروی تحرک انسان می افزاید و برنامه ریزی او را برای مهار کردن و هدایت تغییرات فراهم می آورد.

موزه از نخستین ابزارهایی است که انسان برای ثبت تغییرات فرهنگی ابداع کرد. این ابزار مهم، با نیروی کاستی ناپذیر در این زمینه مؤثر بوده و هست.

این که ما اکنون تا چه میزانی امروزی هستیم و به امروز تعلق داریم، جامعۀ ما به چه نسبتی تغییر یافته است، چه سنت ها و ارزش های تاریخی یا پیش از تاریخ در فرهنگ معاصر ما برجاست، چه سنت هایی را خود مبدع بوده ایم، و چه سنت ها و ارزش هایی را به دیگران داده ایم، یا از دیگران گرفته ایم، تا چه حد جامعه ای متکی به خود هستیم پرسش های بیشمار دیگری را که در مقولۀ تغییرات زندگی در پی پاسخ آنهاییم، می توانیم در موزه ها بجوییم.موزه، به گونه ای که امروز تعریف می شود، در زمینۀ گنجاندن اطلاعات در آن، برای ردیابی هرچه بهتر تغییرات، مرزی نمی شناسد. روزگاری، موزه ها مخزن آثاری گنگ یا مرده بودندکه با انسان حرفی نمی زدند. انسان معاصر، به ویژه انسان جوامعی چون ما، میخواهد، یا به عبارت بهتر، باید بداند که کیست، چه میخواهد و در کجا و چه موضعی از جهان قرار دارد. او باید بتواند مقیاس امروزی خود را بداند و بسنجد. موزه جاییست که انسان، گذشته و حال خود را در آن به امانت می گذارد تا به طور مرتب به آن رجوع کند. موزه امکانی را فراهم می آورد که انسان به خود آید و به فکر بنشیند. موزه گذشتۀ انسان را به زبان و شکلی امروزی مطرح می کند. در موزه، انسان گم شدۀ خود را باز می یابد و حافظۀ در هم ریختۀ خود را بازسازی می کند و توان می بخشد. بدیهی است که نهادی از این دست، نهادی پژوهشی است که زبان بستۀ گذشته را باز می کند و به تحلیل می کشد...

موزه عبارت است از بنایی جهت گردآوری مجموعه ای از اشیاء و نمایش تفکرات فرهنگی و تاریخی یک ملت در قالب هنرهای تجسمی و بصری که مربوط به ادوار گذشته یا معاصر می باشد. امروزه موزه ها به دلیل بهره گیری در تحقیقات و بررسی های علمی و اجتماعی از جایگاه مهم تر و پر رونق تری برخوردارند و شناخت فرهنگ موزه و استفاده از آن هر چه پیش می رود، بیش تر می شود. در جهان سریع و متحول امروزه، ملت ها نیاز دارند که گهگاه موقعیت خود را در این وادی باز شناسند و تحولات سزیع را که در همۀ ابعاد اجتماعی و تاریخی درک نشده اند، دریابند.

در این میان موزه ها می توانند نقش فعال و عمده ای را در بازشناسی فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ایفا کنند. در عصر حاضر موزه ها گامی فراتر از گردآوری و نگهداری آثار نهاده اند و وظایف مهمی را به عهده گرفته اند، از قبیل: تعیین هویت، اطلاع رسانی، مطالعه و تحقیق و روشنگری، همچنین با برپایی جلسات بحث و گفتگو، نمایشگاه ها، نمایش فیلم و اسلاید،... خاصیت دعوت کننده گی این فضاها بیش تر شده و نقش فرهنگی آن ها بیش تر شناخته خواهد شد.

 


+   پویا ریاضی خواه ; ٢:٥٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir