اولین تمرین معماریش را در سال 69 م . در اوزاکا آغاز کرد و در سال 70 م . کارگاه شخصی خود را در زادگاهش دایر نمود و تاکنون بیش از صد و پنجاه پروژه معماری را طراحی کرده است.

او از با نفوذ ترین معماران پست مدرن نسل دوم ژاپن محسوب می شود. توجه عمده وی بر تفلیق فرمهای مدرن با مفاهیم و شیوه های سنتی ژاپن استوار است ؛ به بیان دقیق تر، هدف او تغییر معنای طبیعت از گذرگاه معماری است. در سالهای 1978،88 و 90 میلادی به سمت استاد دانشگاههای یال آمریکا، کلمبیا و هاروارد انتخاب شد.

مصالح معماری آندو، بتن خام، خورشید، آسمان، سایه و آب است یا به عبارت بهتر، فضا. تأکید او بر این نکته است که استفاده کنندگان از بنا باید طبیعت را تجربه و احساس کنند و اینها همه ریشه در سنت منطقه ای زیستگاه او ـ کانزایی ـ دارد.

عناصر اصلی و متناقص معماری آندو عبارتند از نظم، مردم و احساسات انسانی. او در معماری خود، به گونه ای متضاد آنها را با هم ارتباط می دهد و میان آنها تفاهمی ایجاد می کند:

فرم در برابر فرم و فضا، داخل در برابر خارج و طبیعت در برابر هندسه. این مسئله را در شخصیت خود او نیز می توان مشاهده کرد؛ قدرت و منطق مردانه از یک سو و مهربانی و احساسات زنانه از سوی دیگر که در وجود او به تفاهم رسیده اند.

آندو از جذابیت فرم صرفنظر کرده و بر جذابیت فضا تأکید می ورزد. او اعتقاد دارد که فرم، از تأثیر فضایی می کاهد و در نتیجه، جذابیت معماری را محدود می کند..

به اعتقاد او، ارحجیت دادن به فرم به معنای ارجحیت دادن به حس بینایی در میان پنج حس و عدم توجه به عمق فضایی است. در نتیجه او در پی نفی فرم به مفهوم به کارگیری فرمهای ساده و انکار ساده و انکار فرمهای پیچیده است. (نفی تصویر صرفاً بصری در فضا). معماری او، معماری نفی و انکار است. او جامعه مدرن و جهانی بودن را نفی می کند. در این حال، نفی به معنای حمایت از استقلال شخصی و رهایی از یکنواختی مدرن است مرتبط با شخصی که می خواهد به شکلی فردی زندگی کند. اولین چیزی که آندو نفی کرده، مفاسد جامعه مدرن و ارزشهای آن است. (برای مثال، مقولة راحتی) آندو راحتی مدرن را نفی کرده، تلاش می کند ارتباط پویایی با جهان برقرار کند. او راحتی را از معماری خود دور می کند و به جای آن امکان حضور انسان و طبیعت را در کالبد معماری اش فراهم می سازد.

او کارهای متعددی تاکنون انجام داده است که پس از بررسی کلیت طراحی های او،در مطالب بعدی  ، به بررسی 8 اثر برترش که اهداف و تفکرات او را به خوبی جلوه گر می سازند، می پردازیم:

-نمازخانة کوه روکو (کلیسای باد)

-کلیسای روی آب

-کلیسای نور

-معبد آب

-خانه Raw 

-مجتمع تجاری تایمز 2

-پروژه ناکانو شیما 2

-موزه نائو شیما

تادائو آندو در طول بیست سال گذشته، یکصد و پنجاه پروژه ی معماری انجام داده است با تجزیه و تحلیل و بررسی آنها، به مبانی و شاخص هایی دست می یابیم که با کمک آنها می توان کارهای او را در سه دسته طبقه بندی کرد.

بررسی ویژگیها و معانی  

معماری، رهیافتی است به جعبه ای با دو بعد آرمان و هدف.

 آرمان معماری، فرم بخشیدن به یک الگوی جهانی و هدف آن، بیدار کردن احساس انسانی است.

موضوع اولیه ی معماری، ایجاد یک الگوی فضایی است؛ یعنی نظم بخشیدن به یک فضای برهنه و عاری از هر چیز. انتظام فضایی، به معنای استفاده از فرمی است که فضا، منشأ آن است و نظمی شفاف آن را به فضا مرتبط می سازد.

برای دستیابی به این هدف، معماری به هندسه نیاز دارد. هندسه، علم ایجاد نظم منطقی و هوشمندانه ای است که حاصل ارتباط فرم و فرم با فضا می باشد. از این رو، هندسه فرم آرمانی را ایجاد می کند؛ فرمی که بیان بصری مفهوم است و فضایی انتزاعی در آن تجلی می یابد.

به طور کلی، هندسه به ارتباطات منطقی خالص توجه دارد؛ بنابراین هندسه، مفاهیم و ارزشهای اجتماعی را منعکس می سازد و جهانی با منطق شفاف ایجاد می کند. به طور خلاصه، هندسه ثباتی منطقی به طرح می بخشد. از این رو، ثبات و پایداری است که از آن، فرم های منطقی باقی می ماند و ارزش هایی چون صداقت، زیبایی و خوبی در مرحله دوم ارایه می شوند؛ منطقی که احساسات را طرد می کند و تنها، درباره ی حقیقت با ما صحبت می کند. معماری پیوسته در جستجوی انتظامی است که بر اساس نیروی طبیعی و جاذبه زمین باشد؛ اگر چه هنوز به آن دست نیافته است.

بر خلاف هندسه، معماری نمی تواند در تمام ابعاد نفوذ کند؛ زیرا نیروی جاذبه، آن را به حرکت های افقی و عمومی محدود می سازد. معماری، الگویی پویاست.!!!! یک ساختمان، طبیعتاً حرکت نمی کند؛ ولی زمانی که مردم در امتداد مسیری حرکت می کنند، شکل آن، در حال حرکت به نظر می رسد.

 مردم با حرکت و تغییر موضوع دوم در معماری، بیدار کردن احساسات انسانی است. هندسه، فضایی منطقی و با ثبات ایجاد می کند. ولی به راستی، این منطق چگونه ما را با تجربه های معماری آشنا می سازد؟ آیا تنها نظم هندسی است که فضا را روشن و واضح می سازد؟ آیا هندسه باعث یکنواختی و سکون نیست؟ آیا نیازی به رهایی فضا از ثبات هندسی ناشی می شود؟ آیا فرم و فضا صرفاً باید بر اساس منطق هندسی شکل گیرد؟

هنگامی که چند فرم یا حجم در کنار هم قرار می گیرند، این هندسه و منطق هندسی است که به آنها نظم و ترتیب می بخشد. زمانی که این انتظام بین عناصر معماری مانند ستون، دیوار، سقف ایجاد می شود، در واقع به آنها هویت می بخشد و در نتیجه، ما نظم موجود در این مجموعه را درک می کنیم. اگر در این عناصر، نسبت ها دقیقاً بر اساس ابعاد و اندازه ها و تناسبات ریاضی باشد، ما یک مجموعه خردمند را احساس می کنیم.

هندسه و تناسبات آن، از اجزاء مختلف یک سیستم واضح بصری می سازد. آیا در این سیستم، صرفاً تناسبات هندسی و ایجاد فضایی با نظمی مشخص مطرح است؟ در پایان، آیا یک سیستم صرفاً موزون و معقولانه، دارای نوعی یکنواختی است؟ هنگامی که نظامی منطقی بر فرم و فضا غالب باشد، فضا را تحت الشعاع خود قرار می دهد. به هر حال، معماری به نظم هندسی نیاز دارد؛ ولی ممکن است این نظم، روح و جان معماری را بگیرد.

بنابراین، اگر معماری صرفاً بر اساس منطق باشد، نمی تواند پاسخگوی روح و احساسات ما باشد. برای دستیابی به این هدف باید از قواعد منطقی و خشک آن کناره گرفت. بنابراین، باید بین قواعد نوعی پویایی و تضاد ایجاد شود تا نیازهای احساسی ما نیز ارضا شود. زیرا این تضاد و پویایی، سرشار از هیجان و احساسات است.

معماری می کوشد تا نظم را برای مردم تجلی سازد و این مردم هستند که در حرکت تدریجی نظم، فضا را درک می کنند و از آن تأثیر می گیرند و بدین گونه معماری از طریق نظم انتزاعی خود در ما تأثیر می گذارد.

 

در حقیقت، پویایی موضوع معماری نیست، بلکه پیامد آن است. معماری قادر به پیش بینی واکنش های احساسی ما نیست. از این رو آن را نمی توان در روند طراحی پیش بینی کرد، همان گونه که نمی توان شیوه های مختلف یک بازی را پیش بینی کرد؛ زیرا آنچه ذهن ما را تحت تأثیر قرار می دهد، نامشخص است. معماری باید ادامه یابد تا با آزمون و خطای روش های مختلف، بتوان به یک معماری خلاقانه دست یافت.

ویژگی های شاخص معماری آندو، نظم، مردم و احساسات انسانی است. بنابراین، بر اساس الهاماتی که او از این سه عنصر گرفته، پروژه های او را می توان دسته بندی کرد. در معماری آندو، عناصر به شکلی متضاد با هم مرتبط می شوند. بنابراین، فرم در مقابل فرم و فضا، داخل در برابر خارج و طبیعت در برابر هندسه قرار می گیرد. به عبارت دیگر، معماری او حاصل ارتباطی است که بین این عناصر وجود دارد. برای آشنایی و شناخت بیشتر، کارهای آندو را بر اساس ساختار و کالبد به سه بخش معماری یگانه انگاری، دو گانه انگاری و کثرت گرایی تقسیم بندی می کنیم.

آن دسته از کارهایی که در شمار معماری یگانه انگاری قرار می گیرند، دارای فرمی خالص، طراحی واضح و فضایی قومی هستند. این نوع معماری، بیشتر در خانه ها و کلیساهای کوچک دیده می شود. در این فضاها، با آرامشی روبرو می شویم که یادآور فضای سنتی چاپخانه های ژاپنی است. در این فضا، بر اساس ریتمی وحدت بخش، کل به جزء تبدیل می شود. این ریتم، حتی در نور و سایه نیز تکرار می شود.

در معماری دو گانه انگار، آندو روش خاص خود را اعمال می کند. به عبارتی، روش او از هیچ نوع معماری دیگری تأثیر نپذیرفته است. در آنجاست که آندو از فرم بیضوی استفاده می کند؛ ولی در معماری دو گانه انگار، فضا بر اساس نیروی پویا شکل می گیرد. این نیرو، از تضاد بین فرم و فضا حاصل می شود. در این نوع معماری ـ بر خلاف معماری یگانه انگار که فرم بر فضا غالب است ـ فرم و فضا دارای ارزش یکسانی است و در اینجاست که نوآوری های آندو تجلی می یابد. قدرت و منطق مردانه از یکسو و مهربانی و احساسات زنانه از سوی دیگر، شخصیت او را شکل می دهد.

معماری کثرت گرایی آندو شامل تعداد زیادی از کارهای او از سال 1985 به بعد می باشد. این معماری، با فرم های متنوعی که دارای جهت گیریهای مختلفی است، شناخته می شود. در اینجا، تمرکز فضایی که در معماری یگانه انگار وجود داشت، متلاشی و پراکنده می شود و بیشتر به سوی روشنایی و پویایی نیل می کند. فرم از نظر بصری، سبک تر شده و پراکنده می شود. بنابراین در طراحی، فضا از ترکیبات مختلفی شکل می گیرد. از این روست که در کارهای آندو، روش ها و مقیاس های متنوعی دیده

می شود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رهیافتی بر تحلیل ریشه ها و گرایش ها در آثار معماری تادائو آندو

 بخش اول

 نگاه ها و نگرش های متفاوتی در چگونگی پیوند بین معماری معاصر و معماری سنتی در دوره های تاریخی متفاوت ارائه شده است.پیوند با معماری گذشته در نگاه های کلاسیک گرا یک پیوند شبیه سازانه است.مدرنیست ها به گونه ای پیوند با هر آنچه را که به تاریخ مربوط می شود ,به طور اولیه رد کرده و نقد پست مدرنیست ها بر این موضوع در آثار پیشگامان آنها به یک ارتباط تقلید گونه و غیر منسجم با تاریخ منجر می شود.به نظر می رسد ک لزوم این ارتباط با معماری گذشته در سر زمین هایی که معماری , آمیزشی منسجم با سنت ها و آیین ها ی مردمان آن سرزمین دارد, بیشتر احساس می شود , چرا که این امر در پردازش هویت آن سرزمین نقش مهمی می تواند ایفا کند.

ژاپن سر زمینی با پیشینه ای کهن از معماری سنتی آئینی و مفاهیم و فضاهای متفاوت در طول زمان متناسب با این آیین ها و سنت ها شکل گرفته است.در معماری تاریخی ژاپن دو عنصر آئین کهن و ادیان , نقش مهمی در شکل گیری کلیت فضای معماری داشته است.نقش این عناصر به گونه ای بوده که مفاهیم سنتی در فضای معماری تبلور پیدا کند.چگونگی آمیختگی این دو عنصر با زندگی مردم ژاپن در طول زمان سبب شده که معماران معاصر ژاپن نیز در خلق فضا های معماری جدید به مفاهیم و فضاهای معماری سنتی ژاپن توجه داشته باشند.چگونگی ایجاد پیوند با معماری گذشته در سرزمین هایی که دارای سابقه ای کهن از معماری سنتی می باشند, همواره به عنوان یکی از دغدغه ها و بیانی دیگر از چالش های معمار معاصر چنین سرزمین هایی مطرح بوده است.در ژاپن نیز به دلیل آمیختگی اصول و آئین های مذهبی با زندگی مردم در طول زمان لزوم توجه به این پیوند توسط معماران معاصر ژاپن احساس شده است.در این میان تادائو آندو که یکی از سه معمار ژاپن جایزه بین المللی پریتز کرز بوده است , بیش از دیگران در آثارش به این امر توجه داشته است.تحلیل این گونه آثار وی می تواند زمینه ی تبلور مفاهیم سنتی در معماری معاصر ژاپن را فراهم آورد.مقاله ی حاضر با بازشناسی این مفاهیم در آثار تادائو آندو , سعی در شناخت رویکرد غالب در آثار معماری وی دارد.در این راستا تعداد 5 پروژه که به نظر حائز شفافترین نشان ها از نحوه ی نگرش آندو به پروژه های معماری است, مورد مطالعه قرار می گیرد و در نهایت نتایج حاصل از پژوهش فوق بیان می گردد.

 

 ریشه ها و گرایش ها در آثار معماری تادائو آندو:

در مقایسه با معماران خلاقی چون تانگه- ماکی- ایسوزاکی و دیگران , مینیمالیسم شاعرانه ی آندو نمونه ای روشن از ویژگی های پست مدرن را برای ریسیدن به یک معماری مردم وار به نمایش می گذارد واین نقطه مقابل قواعد سر سختانه ی مدرنیسم است .

آندو فرم ساختمان را به ساده ترین  شکل ایجاد می کند, تا بتواند خلوص فضایی آن را افزایش دهد, در نتیجه ارتباط بین فرم ها را ازبین برده و از فرم به صورت مجزا استفاده می کند. این فرم ساده فضای خالصی را ایجاد می کند . بنابر این نقطه دید ما بیشتر به فضا معطوف می شود ,تا بازی فرم, علاوه بر فرم , مصالح و رنگ ها نیز ساده انتخاب می شوند. ساختمانهای آندو حاوی منابع نور بسیار زیاد می باشند,که در نتیجه وجود بازشو ها به فضای آزاد و استفاده زیاد از آجرهای شیشه ای ایجاد شده است.از جمله پیوند های آندو با معماری گذشته ژاپن,استفاده از طرح حیاط های مرکزی موجود در خانه های سنتی , در شهر اوزاکا می باشد,که آندو این طرح را در مقیاس شهری مورد استفاده قرار داده است.استفاده از پلکان بزرگ و پل های ارتباطی در فضای روباز , همه و همه از تمهیداتی است که آندو برای کاستن از فضای بسته و محبوس مسکونی شهری  , به کار برده است.ایده های آندو به خصوص از اواسط دهه 1980 , یعنی هنگامی که استفاده از تراسها و فضاهای روباز و اتصال مجموعه های ساختمانی توسط پل ها ی ارتباطی و همچنین شکل گیری بناها در اطراف حیاط های مرکزی رواج یافت,به سرعت در همه جا مورد استفاده قرار گرفت.در رابطه با معماری آیینی گذشته ژاپن نیز , آندو حائز نگرشی متفاوت و خاص خود می باشد. به طور مثال وی رسوم تجدید ساخت در ایزه را تلاشی بی وقفه در جهت رسیدن به خلوص معنوی دانسته و معتقد است حس خلق کردن به ویژه در معابد ایزه به شکلی زیبا و ابتدایی دیده می شود.در رابطه با مصالح به کار رفته در بناها, به نظر آندومصالح اگر چه ابزاری برای خلق فضاست ,اما به تنهایی برای بیان معماری کافی نیست .وی استفاده از چوب را درایزه بسیار ساده و با خلوص بالا و متفاوت و با استفاده از این مصالح در چایخانه های  ژاپن می داند.در حقیقت خلوص و سادگی کار های این معمار ژاپنی , ریشه در معماری سنتی ژاپن و از جمله معابد ایزه دارد.پیوند این معمار با گذشته به نحوی است که حتی رنگ های معماری خود را نیز بر گرفته از رنگ های مو نو کروم فضا های معماری سنتی ژاپن می داند. از نظر آندو با وجود اینکه در رابطه با جلوه های زیبایی معماری ژاپن ,به ویژه از طریق تحلیل معبد نیکوNikko Toshogu و بناهای قصر کاتسورا بحث های زیادی مطرح گردیده است.اما می توان معماری  ژاپن را به دو قطب متغیر پیرامون سبک ژاپنی Sukia نیز تعبیر نمود. از نظر وی معماری سبک سوکیا را می توان, استفاده هوشمندانه ای از طبیعت دانست. پردازش به فضا های داخلی در معماری چایخانه ها را که به خصوص در نتیجه ی کوچکی فضا تشدید می گردد , یکی از جنبه های سبک سوکیا دانسته و معتقد است که معماری معاصر ژاپن را بسیار تحت تاثیر قرار داده است. از نظر وی پست مدرنیسمی که در دهه ی 1980 در ژاپن به منصه ی ظهور رسید , بیانی دیگر از ویژ گی های سبک سنتی سو کیا می باشد.

 


برخی از نظرات و دیدگاههای تادائو آندو:

* نگاه انتقادی به معماری مدرن
* احساس نگرانی برای آینده به خاطر وجود کامپیوترها ترس از اینکه خلاقیت را از معمار بگیرند ومعماری به یک فرمول برای تمام نقاط زمین انجامد.
* اهمیت فوق العاده به طبیعت
* در معماری بخشی وجود دارد که نتیجه یک استدلال منطقی است و بخش دیگری
است که از مجرای احساس خلق می شود . همواره یک نقطه هست که این دو با
هم طلاقی می کنند.من فکر نمی کنم معماری بدون این تلاقی بتواند خلق شود.
*  معماری خلق فضایی برای زیستن و به تفکر واداشتن
* فرم از تاثیر فضایی می کاهد و در نتیجه جذابیت معماری را محدود می کند.
* اهمیت به نور در فضای معماری
* نور به زیبایی نمود می بخشد ، و باد و باران با تاثیری که بر بدن انسان می گذارند به زندگی رنگ و رو می دهند. معماری واسطه ای است که انسان را قادر می سازد تا حضور طبیعت را حس کند.
* من با نشاندن طبیعت و نور متغیر در درون فرم های هندسی ای که از زمینه شهری شان بریده شده اند ، فضاهایی پیچیده می آفرینم.
* آسمان قاب شده ، نور و سایه ایجاد می کند و به شخص القا می کند تا از معنای طبیعت بپرسد و به او کمک می کند تا عناصر ترکیبی فضا را درک کند.
* به باور من سه عنصر برای تبلور معماری مورد نیاز است : مصالح واقعی مانند بتن اکسپوز و یا چوب رنگ نشده ، هندسه ناب ، طبیعت ؛ طبیعتی که از طریق انسان نظم داده شده و در تضاد با طبیعت آشفته است.
* من می خواهم بناهای قوی و در عین حال آرامی بیافرینم که صدای آفریننده شان را بتوان شنید.
* نور سرچشمه تمام هستی است . نور در همان حال که به سطح چیزها برخورد می کند ، به آنها شکل می دهد و با انباشتن سایه در پشت چیزها ، به آنها عمق می بخشد.
* تابش یک دسته پرتو نور ، با نفوذ در سکوت ژرف آن تاریکی ، شکوه و ظلمت را به همراه می آورد

 

معماری آندو:
هندسه دیوارها
ـ معماری آندو معماری دیوار است.هنگام نزدیک شدن به کلیسای روی آب در یوفوتسو یک دیوار آزاد پیش چشم پدیدارمی شود که به شکل قابی برای محیط پیرامون در می آید.در کلیسای نور در اوساکا یک دیوار اریب در مکعبی بتنی رسوخ می کند.در موزه هنر چیچو در نائوشیما دیواری که بهصورت افقی به دو نیم شده است،همچون باروهای قرون وسطایی،حیاط درونی را در بر میگیرد.آندو با استفاده آزمایشی و ابتکاری از بتن نمایان،فضاهای دلنشینی پدید آوردهاست،ولی دیوار همیشه نقشی حساس دارد.
آثار آندو دایره محدودی از مصالح را به خدمت می گیرند و بافت عریان آنها را به نمایش می گذارند.دقت او نسبت به مصالح،شور و زیبایی جذابی به کارش می بخشد.دیوارهای فاقد تزئین آندو،نیرومند،سنگین،و حتی خاموش و کم حرفند.مصالح بکر و دست نخورده به بهترین شکل قصد و نیت معمار را بیان می کند و خطاب به کسانی که آنها را می بینند و درون آنهاقرار می گیرند،فریاد بر می آورند:«خالص باش،زیبا باش،نیرومند باش».دیوارها گویای نوعی نیروی درونی اند که باورهای آندو را نمایش میدهند.
نخستین آفریده های آندو،محفظه های بتنی بودند.در اواسط کار،محفظه های تو دار و پوشیده او به تدریج گشوده شدند و نور را به درون خود راه دادند که از گوشه ها می تابید و دیوارها را روشن می کرد.ضوابط هندسی ساده او طبیعت را پذیرا میشوند.
دیوارهای سفید خانه کیدوساکی بسیار براق و درخشان هستند که با ملایمت کل فضا را تحت تاثیر خود قرار می دهد.
دیوارها تنظیم کننده حرکت هستند و به زندگی نظم می بخشند.دیوارها به مافرمان می دهند،جدا می سازند،گرد می آورند و نیرو و مسئولیت خود را بر روابط میان انسانها اعمال می کنند.با این حال آندو توانسته است دیوارهایی پدید آورد که حریم های امن را با ظرافت و ملایمت همراه سازندو سرشار از آسودگی و شفابخشی باشند.آندو فضاهارا بر اساس عملکرد آنها تقسیم نمی کند.از این رو دیوارهای سخت، فضاهای نرم و انعطافپذیر به وجود می آورند.او فضاها را پیوسته و پر ابهام باقی می گذارد و برای ساکنان آنها، آزادی عمل و ملاطفت به همراه می آورد.
در همین حال دیوارهای آندو مادیتی در خود دارند که هر گونه استعاره ای را نفی می کند.این دیوارهای مینیمالیستی از احساساتی گری گریزانند.دیوارهای آزاد،عملکردی مشابه صفحات نقاشی مفهومی دارند و توهم سطح را می زدایند و دنیا را تا اساس و جوهره آن،ساده وکوچک می کنند.معماری آندو گذشته از زیبایی ظاهری آن،شور و حرارت مصالح عریان خود رانیز نمایان می کند.
نگرش آندو در مورد این مصالح:«آنچه من می کوشم از طریق بتن بیان کنم،صلابت و سختی مورد نظر لوکوربوزیه نیست،بلکه چیزی ملایم تر و ظریفتر است»

آندو شاید استاد مسلم بتن باشد،ولی در نقاطی که انسان با آن تماس دارد،بر مصالح طبیعی تکیه می ورزد.او دائما از چوب طبیعی برای کفها،درها و اثاثیه استفاده می کند.در معماری آندو خاطرات بسیاری در جزئیات و ریزه کاریها نهفته است.
هندسه آسمان:
ـ طبیعت، به ویژه آسمان،نقشی حساس در معماری آندو بازی می کند.او طبیعت را با توجه به قصد و نیات خود «استخراج» می کند.«من برای گریز از ذات و طبیعت بنیادین معماری به مثابه یک محفظه بسته،بر آسمان تکیه می کنم،یعنی بر عنصری طبیعی که یشترین اثر را بر فضاهای درونی می گذارد».در معماری آندو آسمان یک عنصر سازه ای ـ فضایی مهم و تعیین کننده است.آندو،چه موضوع طراحی او خانه باشد یا ملک تجاری یا ساختمان اداری،همواره توجه خود را بر آن متمرکز می کند که آسمان از ورودی بنا به چه شکل به نظر خواهد رسید. در معماری او بازیهای نور و سایه از طریق یک آسمان کاملا «برنامه ریزی شده» به وجود می آید و فرمهای سه بعدی مجسم در دیوارهاهمچون آهنربا بیننده را به خود جذب می کنند.هیچ معمار دیگری همانند آندو این قدردغدغه آسمان را در سر نداشته است.آسمان در فضاهای بیرونی آندو نیز عنصری محوری به شمار می آید.
آندو در زندگی بخشیدن به سایتهای باریک و نامتعارف مهارت دارد و به ویژه در زمینهای شیب دار و غیر معمول توانایی خاصی ازخود نشان می دهد.آندو هنگام کشف و استخراج نیروی نهفته در سایت،عوامل بسیاری را سبک سنگین می کند.آندو از این تکنیک بررسی سراسری محل در سه بعد با اصطلاح «سایت سازی» یاد می کند.آندو دور افتاده ترین کنج و گوشه های محل را نیز به خدمت می گیرد.فضای مرده در معماری او جایی ندارد.
توانایی آندو در برای درهم تنیدن درون و بیرون به گونه ای موجب دگرگونی و تغییر شکل راه ها،حیاط ها،نورهای خیابان و آسمان می شود که گویی آنها جزئی از فضای دنج و خصوصی درون ساختمان هستند.
در معماری آندو،مضمون کلیدی برای فضاهای بیرونی،پرداخت بافت و قرینه های شهری با ابزار معماری است.آندو بافت چشمگیر بندرگاهکیتانوچو را با کوچه باغ کیتانو و باغ گل سرخ ادغام کرد.پروژه تایمز در کیوتو،همچون قایقی به آرامی بر کرانه رود تاکاسه شناور است.
«فقدان زیباییشناسی»
ـآندو زمانی خانه ردیفی سومیوشی خود را «محفظه تحریک کننده» نامید و دورنمای معماری خود بدین گونه تشریح می کند:«در نگاه نخست معماری من القا کننده گونه ای عریانی است،گویی قصدداشته ام نوعی فضای انتزاعی پدید آورم که نتیجه زدودن همه عناصر انسانی کاربردی وعملی است.واقعیت آن است که من به دنبال کهن الگو و نمونه نخستینی برای فضا هستم،نه فضای انتزاعی».
معماری آندو ساده،نیرومند و بسیار باوقار است و سادگی فرم را با پیچیدگی فضا توام می سازد.این معماری با استفاده ازمصالح عریان و نمایان،تماس خوشایندی را با بنا امکان پذیر می سازد.گذشته از همه اینها این معماری حاوی تصویر روشن و واضحی از زندگی است که از طریق فرم ساده ارائه می شود.فرم هندسی روشن و شفاف،ریشه در همین تصویر ساده دارد.معماری آندو همیشه پیشنهادی جسورانه برای زندگی یا عنصری از ند اجتماعی صریح و برا را در خوددارد.
دیوارهای بتنی آندو آکنده از صفات و خصایل برازنده ژاپنی هستند و اغلب سرشار از گونه ای اندوه به نظر می رسند.آنها عاری از عناصر ظاهری معماری،ضمن به خود خیره کردن نگاهها،باعث برانگیخته شدن حس خودآگاهی کسانی می شود که به آنها می نگرند.
دیوارها بر وجود وحضور آندو مهر تایید می گذارند و «زیبایی شناسی فقدان» بارز او را به بار می آورند.دیوارهای خاموش بازتاب دهنده مناظر و بادها هستند.این جلوه همانند نقاشی های مرکبی ژاپنی،احساس از گذر فصلها،یا احساس شاعرانه ای از یک هایکو به وجود می آورد.به همین دلیل است که معماری آندو را نقطه اوج زیباشناسی ژاپنی می دانند

 

 

آثار:

معبد آب: سالن این معبد در داخل زمین زیر یک استخر بیضی شکل بزرگ پر از نیلوفرهای آبی قرار دارد. راه ورود به سالن پلکانی است که از روی سطح آب شروع می شود و به نظر می رسد که بازدید کنندگان را به زیر آب می کشد. این سالن از یک اتاق گرد با یک شبکه بندی از ستونهای چوبی تشکیل شده که درون محوطه ای مربع شکل قرار گرفته است. فضای داخلی سالن و ستون ها به رنگ قرمز است. این رنگ در پایان روز هنگامی که تابش قرمز غروب فضا را پر می کند و سایه های بلند ستون ها را به درون حجم زیر زمینی می اندازد به رنگ قرمز پر رنگ در می آید. طرح معبد رشته ای از تجربیاتی را که بر زندگی روزمره فائق آمده اند را خلق می کند.

آندو مخاطب خود را با گذراندن از دیوارهای منحنی شکل و بلند به حوض بزرگی می رساند که راه ورود به اتاق اصلی از دل آن می گذرد. مقصد آخر اتاقی مربع شکل با ستونهای چوبی و رنگی قرمز است.

این رنگ، در آئین بودا معانی متعددی دارد که هرکدام به معماری بنا و نیت تادائو آندو مفهومی مجزا می بخشد.
رنگ سرخ، نماد نیروی زندگی است، پس در ابتدا، مخاطب را از این نیرو سرشار می کند. سرخ، محاظفت کننده است، در نتیجه معبد به طریقی آشتی پذیر، انسان را می پذیرد و در آخر، این رنگ که نماد خون مقدس است به مخاطبش این پیام را می دهد: در پس آب گل آلود، خون مقدس جاری است، حقیقت متعالی در پس دیوارهای بلند «من» پنهان است، کافی است از میان این دیوار گذر کرد تا به جهان کیهانی دست یافت.

این روند و مسیر حرکت را می توان از طور دیگر نیز بررسی کرد: تادائو آندو انسان تنها را پس از گذراندن از احساسات شخصی (دیوارهایی منحنی) به عقلانیت می رساند (اتاق مربع با رنگ قرمز) عقلانیتی که در سایه تفکر شرقی پی ریزی می شود. این مسیر از دل طبیعت شرقی می گذرد( خاک )کف زمین دیوارها

)باد(بین دیوارها) آب (حوض وسط و نور در تالار اصلی.

آندو با آموزه های شرقی خود طعریفی دوباره از انسان طبیعت و معماری را در دنیای مدرن و صنعتی نشان می دهد