(انتشارات اول و آخر ( چاپ و فروش کتاب معماری

میدان انقلاب- کوچه جنتی(مترو)- بن بست فرسار-پلاک 3 -واحد 1 -66127266-66127083

فضا و مکان لازم براى هر فرد

فضا و مکان لازم براى هر فرد
این امر مطلقاً منطقى به نظر مى رسد که مى توان میزان جایى را که یک فرد براى نشستن نیاز دارد و همچنین فاصله ضرورى مابین دو نفر را به دقت و آن هم به گونه اى کاملاً عینى اندازه گیرى کرد.

 ضرورت دقت در این نوع اندازه گیرى ها حتى در بناهایى نظیر استادیوم فوتبال بیشتر احساس مى شود. در چنین فضاهایى ارزش یک محاسبه دقیق اهمیت زیادى مى یابد، تا براى تماشاچیان مورد نظر به اندازه کافى جا ایجاد شود. با این همه در زندگى روزمره، گاه لحظات یا حتى روزهایى وجود دارد که انسان نه تنها مایل نیست وقت و زمانش را به چیز دیگرى غیر از خودش اختصاص دهد، بلکه جا و فضاى لازم براى خود را، همان گونه که مثال زیر نشان مى دهد، تنها براساس برداشت هاى ذهنى احساسى اش تعیین کند.
در یک روز خوب و هواى بهارى، معلم نقاشى دانش آموزان یک کلاس دبستانى، جهت ارتقاى ذوق نقاشى در کودکان، از آنها خواست که تمام اعضاى خانواده خود را روى یک صفحه نقاشى کنند. کودکى با رفتارى کند و خجالتى نقاشى نسبتاً خوبى ارائه داد. معلم که در لباس ناظرى بى طرف نقاشى هاى کودکان را ورانداز مى کرد، این نقاشى مورد قبولش واقع شد. با آنکه صفحه نقاشى کوچک بود، ولى مى شد از لابه لاى خطوط و رنگ ها به خوشحالى فردى که نقاشى را کشیده بود، پى برد. کودک بیشتر از رنگ هاى گرم استفاده کرده بود و نقاشى احساسى از جنب وجوش و روشنى در ذهن ایجاد مى کرد و حکایت از فعالیت و شادى زندگى فردى داشت که نقاشى را کشیده است. کودک با فروتنى و دست و دل بازى جاى زیادى را به افراد خانواده اختصاص داده بود. هر کدام با لباس ها و اداهاى ویژه خودشان و حتى اسم هر کدام را کنار تصویرش نوشته بود. معلم وقتى به دقت نگاه کرد، اسم یا تصویر کودک به چشمش نخورد. از کودک پرسید: «پس خودت کجا هستى؟» «جاى تو کجاست؟» کودک جواب داد: «شلوغ بود و جاى زیادى براى من نبود.» آنگاه خط کج و معوجى را در کنار صفحه با دست نشان داد. خطى کم رنگ، فاقد جزئیات بیشتر و با فاصله از دیگران و پایین تر از آنها. انگار تازه به این صرافت افتاده بود، که خودش هم باید جایى مى داشت. معلم پرسید: «چرا اسم خودت را زیر آن ننوشتى؟» و کودک در جواب گفت: «گفتم که شلوغ بود و کسى به من اعتنا نمى کرد.»
•••
یک گزارش تحقیقى از کروزه (۱۹۸۶) در تایید مثال فوق حاکى از آن است، که مسائل مربوط به فضا و جا نظیر تنگى جا و ازدحام همیشه با معادل هاى فیزیکى نزد همه افراد برابر نیست، بلکه عوامل روانشناختى خواه انگیزشى و خواه موقعیتى در نوع احساس و هیجان حاصل دخیلند. به واقع نه تنها برخى روان نژندها مثلاً افرادى که احساس هاى حاصل از تعارض هاى ناگشوده خود را در قالب احساس آمیخته با ترس و هیجان شدید در رابطه با مکان و فضاى باز یا بسته مطرح مى کنند، بلکه بسیارى از افراد عادى در زندگى روزمره، بسته به آنکه در چه مکانى حضور دارند، مثلاً در یک پارک، در یک تظاهرات اعتراض آمیز، جلوى گیشه فروش بلیت سینما یا در نوبت براى مراجعه به عابر بانک، هر بار انتظار خاصى از حداقل فاصله ضرورى با اشخاص دیگر در ذهن خود دارند. افراد حتى نسبت به شلوغى احساسى دوگانه بروز مى دهند. در حالى که در یک جشن عمومى، وجود افراد زیاد، شلوغى و کثرت مردم مطلوب به نظر مى رسد، ازدحامى دیگر از نوع ترافیک و راه بندان خیابانى استرس زا ارزیابى مى شود.
با آنکه دورى جستن و فاصله گیرى از دیگران، غالباً به معناى گوشه گیرى و انزوا قلمداد مى شود، به نظر مى رسد که افراد در نشان دادن صمیمت یا تشخص و رتبه اجتماعى نیز از میزان فاصله به منزله فاکتورى فراکلامى بهره مى گیرند. در حالى که در محافل رسمى، افراد برگزیده و شاخص به حفظ فاصله خود با اشخاص دیگر توجه مى کنند. افراد و گروه هاى اجتماعى به هنگام وقوع رویدادهاى خاص و به منظور نشان دادن همبستگى خود، بیشتر تنگ هم قرار مى گیرند و با از میان برداشتن فاصله به تماس فیزیکى نزدیک مى شوند. حتى افراد شاخص و برگزیده اجتماعى، به منظور جلب نظر مساعد طرفداران یا نشان دادن حس نظر خود به افراد و گروه هاى دیگر و تحت تاثیر قرار دادن آنها، هنگام سخنرانى یا به یک مناسبت خاص دیگر، به سوى آنها قدم برمى دارند، داخل اجتماع آنها مى شوند و فاصله رابطه فیزیکى را از میان برمى دارند.
•••
در جامعه ما متناسب با فراگیر شدن موج اصلاحات در بدنه جامعه و همگام با تحولات ذهنى و افزایش رفاه اجتماعى، برداشت آحاد جامعه از میزان توقعى که براى جا و فضاى شخصى خویش دارند، در آستانه دگرگونى است. ولى ظاهراً توسعه این پدیده در ابعاد شناختى، اجتماعى و اقتصادى اش هنوز زمان مى برد. در حالى که وجود دو نفر سرنشین در صندلى جلوى خودروهاى مسافربر، دست کم به بهانه استفاده از کمربند ایمنى، مى رود که به گذشته تعلق گیرد. ازدحام در خوابگاه هاى دانشجویى، همچون معضلى دیرپا، دستخوش تغییر چندانى نشده و رشد شخصیت فردى و اجتماعى دانشجویان را کماکان با مانع روبه رو مى سازد. مطابق با گزارشى اجتماعى در یکى از روزنامه ها که اخیراً انتشار یافته، قرار است، پوشش خوابگاهى کشور طى چهار سال آینده به حد متعادل برسد و اتاق هاى پرجمعیت براى همیشه از خوابگاه هاى دانشجویى کشور حذف شود. در حال حاضر آئین نامه اى که نشان دهنده حداقل و حداکثر ظرفیت مجاز در اتاق هاى خوابگاه هاى دانشجویى کشور باشد، وجود ندارد. در این گزارش همچنین آمده است: «سرانه فضاى خوابگاهى در کشور ما ۱۴ مترمربع براى هر نفر مشخص شده است. اما سرانه فضاى خوابگاهى در حال حاضر مشخص نمى کند که چه نسبتى از این فضا بایستى به اتاق دانشجو اختصاص یابد و چه نسبتى از آن را بایستى دیگر فضاها مثل حمام، آشپزخانه، اتاق مطالعه، سالن اجتماعات و... پر کند. در واقع این سرانه که در بسیارى از مواقع به علت تراکم دانشجویى کشور رعایت نمى شود، کلى است... و براساس یک فرم معمولاً توصیه مى شود که در هر اتاق ۱۲ مترى حداکثر ۴ دانشجو اسکان یابند... اما معمولاً دانشگاه تصمیم مى گیرد، به جاى جواب کردن دانشجویان، تعداد بیشترى را - حتى بیش از ظرفیت _ پذیرش کند.» این گزارش از قول یکى از مسئولین رفاه دانشجویى با ذکر آمار و ارقام مى افزاید: «در حالى که از یک سو اعلام شد، وزارت علوم قادر است تنها به ۲۶ درصد نیازها پاسخ دهد و ۷۴ درصد متقاضیان پشت درهاى بسته مى مانند... با این همه اتاق هایى با تعداد ۱۰ یا ۱۲ دانشجو در خوابگاه ها بسیار کم داریم.»
•••
محدودیت جا و فضا، محدودیت میدان عمل شخصى را به همراه دارد. همان طور که عدم امکان برخوردارى از تعامل مکفى با دیگران و یا بى اعتنایى به فرد، به لحاظ روانشناختى آسیب رسان است، قرار داشتن بیش از اندازه در معرض توجه عموم و عدم برخوردارى از حریم شخصى نیز به عنوان عامل مزاحم و مشکل آفرین ارزیابى مى شود. مجاورت بیش از حد، مانع ایجاد صمیمیت بین دانشجویان است و موجب آزردگى مى شود و وقتى فضایى براى با خود بودن و براى تنها بودن وجود نداشته باشد، کدورت و ملال خاطر ایجاد مى شود. دانشجو باید مجال نفس کشیدن داشته باشد.

+   پویا ریاضی خواه ; ۱:٠٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir